گنه کارترین عاشق

گنه کارترین عاشق

------------------------------------------------
اشعار و نوشته های بی نام، دلسروده های حقیر می باشد،
شاید شعر نباشد، لیک، تراشه های روح و اشکِ رگ های بریده ایست که خون دارد، حس دارد، لمس می کند، صداقت دارد،
و ... عشق دارد.
------------------------------------------------

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۳ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است


باید به مانند رود بود و گذشت،

باید جاری بود،

در کنار خیلی ها نشست،

گاهی خشمگین و خروشان،

گاهی آرام و روان،

...

هر چه باشیم آخرش دریاییم.


امیر بهزادپور

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۴ ، ۲۰:۳۹
ا - بهزادپور

از گابریل گارسیا مارکِز پرسیدند : اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره ی اُمید بنویسی،

چه می نویسی؟

گفت:

99 صفحه را خالی می گذارم؛ صفحه ی آخر، سطر آخر،

می نویسم

یادت باشد دنیا گِرده

هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه ی شروع باشی

زندگی ساختنی ست

نه ماندنی

بمان برای "ساختن"

نساز برای "ماندن"

منتظر نباش کسی برایت گل بیاورد

خاک را زیر و رو کن

بذر را بکار

از آن مراقبت کن

گل خواهد داد!


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۴ ، ۰۰:۰۰
ا - بهزادپور


گفتی تا دلتنگم شدی

تار گیسویم را بسوز؛

آنقدر دست دست کردم، تار گیسویت را باد برد.

حالا سال هاست باد آتش می زنم..


<غلام حسین چهکندی نژاد>

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۴ ، ۱۸:۰۶
ا - بهزادپور