گنه کارترین عاشق

گنه کارترین عاشق

------------------------------------------------
اشعار و نوشته های بی نام، دلسروده های حقیر می باشد،
شاید شعر نباشد، لیک، تراشه های روح و اشکِ رگ های بریده ایست که خون دارد، حس دارد، لمس می کند، صداقت دارد،
و ... عشق دارد.
------------------------------------------------

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۱۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است


                                                         آرام دوستت خواهم داشت،

طوری که حتی خودت هم از این عشق بویی نبری 

همین که بودنت را حس کنم کافیست 

تو در دنیای زیبایت عاشق باش 

من از دور عاشقی خواهم کرد 

اصلا مرا چه به عاشقی!

 من تنها برایت خواهم مرد!


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۲۷
ا - بهزادپور


زلزله و عشق خبر کس ندهد

آن لحظه خبردار شوی که ویران شده ای


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۴۵
ا - بهزادپور


خواستم عاشق شوم اما ندادی فرصتم
عشق را کی میچشم کی از توگردد نوبتم
 
منتظر ماندم ببینم عاشقی با تو چه کرد
تا به یادت می فتادم می شکستی خلوتم
 
قلب من در حسرت عاشق شدن رسوای توست
تو نمیخواهی بمانم تا ابد در حسرتم
 
آه از سرمای سخت این زمستان فراق
گرمی عشق تو باشد در دو عالم ثروتم
 
تا تو را دیدم نمیدانم چرا بی خود شدم
عاشقی عاشق پرستی تا ابد شد عادتم


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۰۰
ا - بهزادپور


 بیا که از تب عشق تو آب شد دل من
دچار درد و غمی بی حساب شد دل من
 
برای شعله شدن آفریده شد چشمت
برای ذوب شدن انتخاب شد دل من
 
چقدر عشق تو سازنده است و ویرانگر
سر تو باد سلامت ، خراب شد دل من
 
صدای پر ز مهر و گرم تو را که شنید
برای ناز کشیدن مجاب شد دل من
 
همیشه لال ترین بود و بی ترانه ترین
به یک اشاره ی تو شعر ناب شد دل من
 
"افق" ! چه خال قشنگی ست روی گونه ی تو
به محض دیدن تو نکته یاب شد دل من

...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۵ ، ۰۵:۰۰
ا - بهزادپور


عشق کفاره ی یک لحظه نگاه است فقط !
مثل افتادن از چاله به چاه است فقط !

بار فریاد و فغانش به دلت می افتد
اوج ظاهر شدنش در دو سه آه است فقط !

اولش چشم به در دوختن و زل زدن است
آخرش خیره شدن های به ماه است فقط !

مثل آن اسب سفیدی است که بعد از رفتن
آنچه جا مانده از آن رد سیاه است فقط !

عشق با پیچ و خمش خوب به من فهمانده
"دوستت دارم" آذوقه ی راه است فقط !

عشق فهمانده که یک کوه اگر عاشق شد
متلاشی شدنش با پر و کاه است فقط !

محمدرضا سلیمی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۵ ، ۰۵:۰۰
ا - بهزادپور


این عاشقانه های من است و صدای من
گاها" بهانه های من است و هوای من

ده ها هزار بیت و غزل خوانده ام ولی
ده ها  هزار  بیت حزین  در صدای من

دنبال آن نگاه حزین  رفته  ام ولی
فریاد میزند به جهانم نگاه من

حسی درون سینه من داد میزند
برگرد و تا همیشه بمان مبتلای من


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۵ ، ۰۸:۵۹
ا - بهزادپور


بشوم یا بشوی یا بشود عاشق تو
دل بیچاره من عاشق و بیمار شده

بخرم یا یا بخری یا بخرد ناز تو را
دل بی عاطفه ات باز طلب کار شده

علیرضا آذر


اسیر



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۰۰
ا - بهزادپور


گفته ای مثل برادر دوستم داری ولی
کاش من یار تو بودم مابقی داداش ها

محسن مرادی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۵۷
ا - بهزادپور


ماه ها را خوب بر هم میزنی با یک نگاه

ماه فروردین من را مثل بهمن کرده ای


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۲۴
ا - بهزادپور


گفتم به دل عاشق مشو، جایی برای عشق نیست

خندید دل گفتا بمن، پس کار این دل چیست چیست؟


گفتم مگر دیوانه ای، با عشق در یک خانه ای؟

رنجید دل از دست من، گفت درگمانت عاقلی؟


گفتم که دل را باختی، خود را به چاه انداختی

بیچاره دل گفتا به من، تو عشق را نشناختی


گفتم سرا پاسوختی، چون شمع عشق افروختی

درمانده دل گفتا بمن، تو چشم بر در دوختی


گفتم که چون عاشق شدی، درکوی یاران گم شدی

فریاد زد دل بر سرم، تو کمتر از مجنون شدی


گفتم به هجران ساختی، تیری به سینه کاشتی

گفت در میان عاشقان، فرهاد را نشناختی


گفتم مگر این عشق چیست؟ جز درد و رنجی بیش نیست!

گفتا بمن ای بی خِرد، خود کرده را تدبیر چیست



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۰۴
ا - بهزادپور