گنه کارترین عاشق

گنه کارترین عاشق

------------------------------------------------
اشعار و نوشته های بی نام، دلسروده های حقیر می باشد،
شاید شعر نباشد، لیک، تراشه های روح و اشکِ رگ های بریده ایست که خون دارد، حس دارد، لمس می کند، صداقت دارد،
و ... عشق دارد.
------------------------------------------------

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۳۵ مطلب با موضوع «از قول شاعر» ثبت شده است

 

با چشمِ خود، گویم ترا هر آنچه در دل دارمت

جانِ جانانِ منی، با جان و دل دوست دارمت

 

از دستِ من تا دستِ تو، گویی که چندان راهی نیست

دوست دارمت، دوست دارمت، لیکن هنوز ندارمت

 

 

گاهی که دلم به اندازه ی تمام غروبها می گیرد،

چشم‌هایم را فراموش می کنم،

اما دریغ که گریه ی دستانم نیز مرا به تو نمی رساند،

من از تراکم سیاه ابرها می ترسم،

و هیچ کس مهربان‌تر از گنجشک‌های کوچک کوچه های کودکی ام نیست،

و کسی دلهره‌های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد،

و یا کابوس‌های شبانه‌ام را نمی داند،

با این همه، نازنین، این تمام واقعه نیست؛

از دل هر کوه، کوره راهی می گذرد،

و هر اقیانوس به ساحلی می رسد،

و شبی نیست که طلوع سپیده‌ای در پایانش نباشد،

و

از چهار فصل دست کم یکی بهار است.

 

 

 



 

 

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۶ ، ۲۰:۰۰
ا - بهزادپور


پشت دیوار شب یه راهی داره
که می ره یه راست در خونه ی ستاره
چهار قدم از ور دل ما که رد شی
می بینی ماه شب چارده داره
خورشید خانوم ابروشو بر می داره
بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش
باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش
وقتی میای قشنگترین پیرهنتو تنت کن
تاج سر سروریتو سرت کن
چشماتو مست کن همه چی رو بشکن
الا دل ساده و عاشق من
قبله یعنی حلقه ی چشم مستت
ضریح اونه که دست بزنم به دستت
جای دخیل پامو ببند تو خونه‌ت
به جای مهر سرمو بزار رو شونه‌ت
سرمو بزار رو شونه‌ت

 

مسعود امینی

 
 
 
 
 
۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۰۰
ا - بهزادپور

 

شبی خیـالِ تو گفتـم ببینم اندر خواب

ولی ز فکر تو خواب آیدم؟ خیالست این

 

چنان به یاد تو شادم که فرق می نکنم

ز دوستی که فراقست یا وصالست این


چو بیایی دهمت جان، و نیایی کُشتم غم؛ من که بایست بمیرم، چه بیایی، چه نیایی !


سعدیِ جان


۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۰۰
ا - بهزادپور


شرح دلتنگی من بی تو فقط یک جمله است،تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم (مهدی اخوان ثالث) 

گرچه تو دوری از برم، همره خویش میبرم، شب همه شب به بسترم، یاد تو را، به جای تو (حسین منزوی)



مرا هزار امیدست و هر هزار تویی

شروع شادی و پایان انتظار تویی


بهارها که زعمرم گذشت و بی تو گذشت

چه بود غیر خزانها؟ اگر بهار تویی


دلم ز هرچه به غیر از تو خالی ماند

درین سرا تو بمان، ای که ماندگار تویی


شهاب زودگذر لحظه های بلهوسی ست

ستاره ای که بخندد به شام تار تویی


جهانیان همه گر تشنگان خون منند

چه باک زان همه دشمن؟ که دوستدار تویی


دلم صراحی لبریز آرزومندی ست

مرا هزار امیدست و هر هزار تویی


سیمین بهبهانی


 چشم تا باز کنم فرصت دیدار گذشت،

همه طول سفر یک چمدان بستن بود.






۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۰۰
ا - بهزادپور


دریای عشقِ تو،

تنها جایی ست که می توان در آن غرق شد و نفس کشید؛

و چه خوش اقبال غریقی که نجاتش تو باشی.



دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست،

من سرخوشم از لذت این چشم براهی

(فریدون مشیری)



۲ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۶:۰۰
ا - بهزادپور
 
 
  

 

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

 

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

 

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایتست به گوشم

 

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

 

من رمیده دل آن به که در سماع نیایم

که گر به پای درآیم به دربرند به دوشم

 

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

 

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

سعدی

 

 


 

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۶:۰۰
ا - بهزادپور

 

          + من فقط یک واسطه بودم. دل را خدا داد، تو بُردی.

 

ساز دل گفت که تو زمزمه ی ناب منی
صدف قعر دلی،گوهر جذاب منی

شیون عشقی و در دام نی افتاده دلت
گل نیلوفر و در غارت مرداب منی

آسمان دل من بی تو چه ابریست صنم
روی بگشای،که تو زیور شب تاب منی

از حدیث نگهت ناز بسی شرمنده است
سجده گاهت شده دل، داد که محراب منی

طره ی موی تو تابیده به جان و دل من
خلقت ناب خدایی تو که اعجاب منی

ساز من، زخمه بزن بر دل تارم امشب
ساغر مستی و قاصد شده در خواب منی

شور شهنازی "فریاد"م و ماهور زنم
دف و سنتور و رباب دل بی تاب منی

سهراب سپهری

 

...و دلتنگ تر از من ماهی قرمزی بود، که برای دیدنت از تنگ بیرون پریده بود(محمد شیرین زاده)

  
  

 




 

۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۰۰
ا - بهزادپور
 

ای همدم روزگار چونی بی من

ای مونس و غمگسار چونی بی من

 

من با رخ چون خزان زردم بی‌تو

تو با رخ چون بهار چونی بی من

 مولانا

 

 


   

 

 

 

 

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۶ ، ۰۶:۰۰
ا - بهزادپور


           سقف دلبستگی بی تو دیگه سایه نداره، دلم از روزی که رفتی دیگه همسایه نداره (مرحوم افشین یداللهی)

          لازمه عاشقی ست رفتن و دیدن ز دور؛ ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست (وحشی بافقی)


از ستاره خسته ام وز ناز ماه دلگیر شدم

خود ندانم از چه رو پابند این تقدیر شدم

۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۶ ، ۰۶:۰۰
ا - بهزادپور

 


من بهارم تو زمین،
من زمینم تو درخت،
من درختم تو بهار.

احمد شاملو

 



 

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۶ ، ۰۶:۰۰
ا - بهزادپور