گنه کارترین عاشق

گنه کارترین عاشق

------------------------------------------------
اشعار و نوشته های بی نام، دلسروده های حقیر می باشد،
شاید شعر نباشد، لیک، تراشه های روح و اشکِ رگ های بریده ایست که خون دارد، حس دارد، لمس می کند، صداقت دارد،
و ... عشق دارد.
------------------------------------------------

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۳۰ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است


با تو این پالتوی کهنه مثل ابریشم لطیفه
تن پوشالی سردم مثل خواب گل ظریفه

میدونم ازم میترسی، من با این چشمای خسته
چجوری بدست بیارم دلتو با دست بسته؟

من با این لباس کهنه، صورت زمخت و زشتم
خیلی وقته تک و تنهام، آره اینه سرنوشتم

مازیار فلاحی

مترسک


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۵
ا - بهزادپور


فصل پائیز رسید «دلبر شهریوری ام»
روی این خش‌خش ایام ، کجا می بری‌ام

فصل بی برگی من را به تماشا بنشین
من‌که در حسرت یک بوسه ی یاوریم

یاد تو می وزد و می خزد آمال کهن
چله ی آمدنت ، هجمه ی نا باوری ام

لای دیوان دلت ، هر غزلت سبز ولی
من‌همان قطعه خط‌خورده، خاکستری‌ام

آه اگر ، بار دگر چاره ی پاییز شوی
فارغ از جنت و پیمانه و حور و پری ام

ناشناس


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۰
ا - بهزادپور


همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله‌هاست

فاضل نظری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۳۹
ا - بهزادپور


نکند دست کسی،
دست تو را لمس کند.

کاش این دلهره اینقدر
دل آزار نبود.

علیرضا آذر


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۱۰
ا - بهزادپور


کاش می شد که تو را از دل خود پاک کنم
تک تک خاطره ها را به دلم خاک کنم

از تو بگریزم و یک نقطه شوم در دل شب
تا سحر از غم تو شکوه بر افلاک کنم

دگر از دوری تو اشک قلم گشته روان
رخصتی ده که غزل را ز تو نمناک کنم

بی تو من بر همه ثانیه ها مشکوکم
تو بیا چاره بر این خاطر شکاک کنم

من نمیترسم از این بی سر و سامانی دل
بهر تو سینه بر اندوه زمان چاک کنم

بی تو تنهایم و رسوایم و باید که خودم
عمق این فاجعه را یک تنه ادراک کنم

...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۰۰
ا - بهزادپور


از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث می کند،

خوشحال باش؛

 دنیای زنها کاملا متفاوت و مرموز است.

زن اگر سکوت کرد بدان سکوتش نشانه پایانِ توست.

هوشنگ ابتهاج


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۰
ا - بهزادپور


وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد،

بیش‌تر تنهاست.

چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد.

و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند،

 تنهایی تو کامل می‌شود.

عباس معروفی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۳۲
ا - بهزادپور


تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبیِ دلبندش را

مثل آن خواب، بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرآیندش را

قلبِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را:

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را

کاظم بهمنی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۰
ا - بهزادپور


من و تو،

دست در دستِ هم،

شاد و سرمست،

مقصد؟

دورترین دوردست.

...

بهار آمده؟!

...

خوابم می شکند،

دل آشوبم،

پاییز در راه است!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۰۷
ا - بهزادپور


شبیه برگ درختانِ گیج پاییزم
اگر اشاره کنی بی اراده می ریزم

به من نگاه کن و گریه کن، غم انگیزم
از انتظار و سکوت و شکست لبریزم

طاهره ندایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۴۸
ا - بهزادپور